العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
156
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
متن : متعلق تكليف يا علم است ، كه يا عقلى است [ - عقل مستقلا بدان حكم مىكند ] ، و يا سمعى است [ - با استناد به ادلهء نقلى دانسته مىشود ] ، و يا ظن و گمان است و يا عمل و كار است . شرح : تكليف گاهى به علم تعلق مىگيرد و گاهى به عمل . « 1 » اما علم ، گاهى علم عقلى خالص است ، مانند علم به وجود خداى متعال و قادر و عالم بودن او و ديگر امورى كه دليل نقلى [ و حجيت كتاب و سنت ] بر آن متوقف است . و گاهى سمعى است ، مانند تكليفهاى سمعى ، [ يعنى تكليف به دانستن امورى كه از طريق دليل نقلى به اثبات رسيده است ، مانند بسيارى از مسائل معاد و امامت . ] و اما ظنّ و گمان مانند بسيارى از امور شرعى [ و امور مربوط به احكام عملى ] ، مانند ظنّ به قبله و غير آن . و امّا عمل ، گاهى [ تكليف به آن ] عقلى است ، [ يعنى عقل حكم به لزوم آن مىكند ] ، مانند بازگرداندن وديعه ، سپاسگزارى از ولى نعمت ، نيكى به پدر و مادر ، زشت بودن ظلم و دروغ و نيكو بودن تفضل و بخشش از خطا ، و گاهى [ تكليف به آن ] سمعى است ، مانند نماز و غير آن . اين كارها بر چهار قسماند : واجب ، مستحب ، حرام و مكروه . قال : و هو منقطع للإجماع و لإيصال الثواب . أقول : يريد أن التكليف منقطع ، و يدلّ عليه الإجماع و المعقول . أمّا الإجماع فظاهر ، إذ الاتفاق بين المسلمين و غيرهم واقع على أن التكليف منقطع . و أمّا المعقول فنقول : لو كان التكليف دائما لم يمكن إيصال الثواب إلى المطيع ، و
--> ( 1 ) - ظاهرا در كلام مؤلف ، ظن در برابر علم قرار داده شده است ، نه يكى از اقسام آن . يعنى مقصود مؤلف آن است كه متعلق تكليف سه چيز مىتواند باشد ، علم ، ظن و عمل . و علم گاهى عقلى است و گاهى نقلى . اما شارح متعلق تكليف را دو چيز دانسته است علم و عمل ، و ظن را از اقسام علم به شمار آورده است .